عبدالله بن عباس گفت : در ذی قار خدمت امیرالمومنین ( علیه السلام) رسیدم ، او مشغول وصله کردن کفش خود بود .به من فرمود : این کفش چقدر ارزش دارد ؟ گفتم هیچ.
1. فرمود به خدا قسم این کفش کهنه را بیش از حکومت برشما دوست دارم، مگرآنکه حقی را به پا
دارم ، آنگاه…
بیشتر »